خادم الموالی عباس داودی داوودی


جستجوی مطالب سایت در گوگل

در منطقه عملیاتی فکه، در۲۷ بهمن61 در سن ۱۳سالگی بر اثر اصابت خمپاره و گلوله از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح و  بعد از دو روز در بیمارستان به شهادت رسید

دریافت فایل PDF  طراحی شده در یک صفحه A4

علیرضا محمودی پارسا یک بار مجروح و در بیمارستان به علت جراحت شدید از ناحیه صورت و گلو بستری بود و به محض بهبودی مجدداً به جبهه رفت.

در منطقه عملیاتی فکه، در۲۷ بهمن61 در سن ۱۳سالگی بر اثر اصابت خمپاره و گلوله از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح و  بعد از دو روز در بیمارستان به شهادت رسید.

آن‌چه آمده دل‌نوشته‌ای از این شهید است.

بار خدایا از کارهایی که کرده‌ام به تو پناه می‌برم از جمله‌:

از این که حسادت کردم...

از این که مرگ را فراموش کردم...

از این که در راهت سستی و تنبلی کردم...در منطقه عملیاتی فکه، در۲۷ بهمن61 در سن ۱۳سالگی بر اثر اصابت خمپاره و گلوله از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح و  بعد از دو روز در بیمارستان به شهادت رسید

از این که شب برای نماز شب بیدار نشدم...

از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم...

از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم...

از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم...

از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم...

از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند...

از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود...

از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید...

از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم...در منطقه عملیاتی فکه، در۲۷ بهمن61 در سن ۱۳سالگی بر اثر اصابت خمپاره و گلوله از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح و  بعد از دو روز در بیمارستان به شهادت رسید

از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند...

از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم...

از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم...

از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم...

از این که " خدا می بیند " را در همه‌ی کارهایم دخالت ندادم...

از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم...

از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند...

از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم...

در منطقه عملیاتی فکه، در۲۷ بهمن61 در سن ۱۳سالگی بر اثر اصابت خمپاره و گلوله از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح و  بعد از دو روز در بیمارستان به شهادت رسیداین که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم...

از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم...

از این که کاری را که باید فی سبیل‌الله می‌کردم نفع شخصی، مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم...

از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه‌تری...

از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا... به نشنیدن زدم...

از این که نماز را بی‌معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم...

 در منطقه عملیاتی فکه، در۲۷ بهمن61 در سن ۱۳سالگی بر اثر اصابت خمپاره و گلوله از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح و  بعد از دو روز در بیمارستان به شهادت رسیددر منطقه عملیاتی فکه، در۲۷ بهمن61 در سن ۱۳سالگی بر اثر اصابت خمپاره و گلوله از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح و  بعد از دو روز در بیمارستان به شهادت رسید

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم